عبد الواحد الآمدي التميمي ( مترجم : انصارى )

302

غرر الحكم ودرر الكلم ( فارسى )

هو الغالب عليهم و الحاجز لهم : براستى كه سزاوار است اشخاص پاكدامن و كسانى كه ( لطف خدا شامل حالشان گشته ) و با آنان نيكى شده است و سالم و بر كنار از گناه مانده‌اند بر اين كه بر حال اهل معصيت و گناهان رحمت آرند ( و از برايشان آمرزش خواهند ) و اين كه شكر معافيّت از گناهكارى و پرده كه بين آنان و گناه كشيده شده است بر آنان غلبه پيدا كند ( و همواره از خدا سپاسگذار باشند كه آنها را از اهل گناه قرار نداده است ) . 42 إنّما قلب الحدث كالأرض الخالية مهما ألقى فيها من كلّ شيء قبلته : براستى كه قلب جوان نوخاسته همچون زمينى است كه گياهى در آن نروئيده باشد هر زمان هر تخمى كه در آن افكنده شود مى پذيرد ( و همان تخم بر و بار مىدهد پس چه بهتر كه انسان تخم علم و دين و اطاعت از خدا در آن بپاشد و در قيامت بهره برگيرد ) . 43 إنّما طبائع الأبرار طبائع محتملة للخير فهما حمّلت منه احتملته : البتهّ كه طبايع نيكان طبايعى است كه بار خير را بردارنده‌اند هر زمان كه آن بار بدوش آنان نهاده شود آن را بكشند و بردارند 44 إنّما المرء فى الدّنيا غرض تنتضله المنايا و نهب تبادره المصائب و الحوادث براستى كه مرد در دنيا نشانه ايست كه خدنگ آروزها بوى مى رسند ( و او را گمراه مى سازند ) و مركز تاراجى است كه گرفتاريها و پيش آمدها بر وى مى تازند ( و فرّو بها و توش و توان و جوانى او را غارت ميكنند سالى چند كه مى گذرد در پيرى ناتوان برجاى مى ماند كه همه چيز خود را از دست داده و ، هيچكارى براى آخرتش انجام نداده است ) . 45 إنّما لك من مالك ما قدمّته لأخرتك و ما أخرّته فللوارث : براستى كه از مال تو است آنچه را كه براى آخرت پيش فرستى و هر چه پس انداز كنى آن ( به تو مربوط نيست و ) مال وارث است 46 إنّما النّاس عالم و متعلّم و ما سواهما فهمج مردم يا عالم اند يا آموزنده علم بجز اين دو ديگر پوچ و هيچ و پشهّ كورند . 47 إنّما السّعيد من خاف العقاب فامن و رجا الثّواب فأحسن و اشتاق إلى الجنّة فأدلج : براستى كه نيكبخت كسى است كه از عذاب بترسد و خود را ايمن سازد ( و وسائل رهائى از عذاب را براى